السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
266
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
2 . ظلمى كه خدا نمىبخشد و آن شرك به خدا است . 3 . ظلمى كه خداى تعالى آن را رها نمىكند ( و بر آن مؤاخذه مىنمايد ) و آن حقوق و ديونى است كه بندگان بر گردن يكديگر دارند . 10 موضوع سخن در اين نوشتار ، گونهء سوم از ظلم است . از آن در بابهايى از قبيل طهارت ، جهاد ، امر به معروف و نهى از منكر ، تجارت ، يمين ، كفارات ، ارث و قصاص سخن گفتهاند . حكم تكليفى : ظلم حرام و از گناهان بزرگ است و در قرآن كريم حتى از گرايش به ستمگران نهى شده است . 11 توبه از ظلم : توبه كردن از ظلم واجب است . شرط پذيرفته شدن توبه آن است كه حقى را كه به ستم گرفته به صاحبش بازگرداند 12 ( - - ) ردّ مظالم ) . طهارت : ظلم از مبطلات وضو نيست ولى گرفتن وضو پس از آن مستحب است . 13 جهاد و امر به معروف : يارى كردن مظلوم در صورت توانايى واجب است . 14 كمك كردن به ستمگران در ستمشان ، بلكه در ارتكاب هر كار حرامى از سوى آنان حرام است ؛ اما در غير محرمات ، مانند مباحات و طاعات ، در صورتى كه موجب افزايش شوكت و قدرت ايشان نشود جايز مىباشد . 15 پذيرش هداياى حاكمان ستمگر و آمد و شد با ايشان جايز است ، مگر آنكه موجب افزايش جرأت آنان بر ستمشان گردد ؛ 16 اما اگر موجب تخفيف ظلم و كاهش جرأت آنان بر ستم شود ، رعايت جانب اهم لازم است . 17 تجارت : تظلم و دادخواهى مظلوم به ذكر ستم ستمگر ، نزد فرد يا مقامى كه اميد مىرود داد او را از ظالم بستاند ، بلكه - بنابر قولى - نزد غير او ، از موارد جواز غيبت ( - - ) غيبت ) است . 18 يمين : دروغ گفتن و قسم دروغ براى دفع ستم از جان ، عِرض و مال خود و يا ديگر مؤمنان ، جايز و در پارهاى موارد ، همچون خوف بر جان ، واجب است . 19 كفّارات : كشتن مؤمن از روى عمد و ظلم از موجبات كفّارهء جمع است 20 ( - - ) كفّاره ) .